|
تو لبخند مي زني
روياها قد مي كشند!
و من
آرام آرام
در تو غرق مي شوم ...
- آقاي غارنشين! بر من ببخشاي هياهوي اينهمه روياي قد و نيم قد را ...
- اين روزها ، روزهاي خوبي نيستند:
يه بغض حس نكرده
يه دنيا آدم كور
كجا آروم مي گيرم
خدايا با كدوم نور ...
( قسمتي از تمرين ترانه ام)
- عكاسي رو تازه شروع كردم! و گاهي با عكس هايم گريه مي كنم.
درست مثل دل نويسي هايم... از اين به بعد شاهد تمرين هايم در عكاسي خواهيد بود!
- دلم فرياد مي خواهد ولي در انزواي خويش
چه بي آزار با ديوار نجوا مي كنم هر شب
(محمدعلي بهمني )
- نوشته های استادم، سید مهدی موسوی عزیز ،برای من درست مثل اولین واژه هاییه که مادرم به من آموخت...شیرین و در عین حال مقدس. و وقتی استاد ناگزیر به سکوت شد من تنها و پنهانی اشک ریختم ...و حالا وبلاگ «سید مهدی موسوی» بعد شش ماه و اندی به روز شده.و من سخت خوشحالم! وبلاگ را از اینجا ببینید.
-بازگشت کوروش سمیعی عزیز به حیطه ی وبلاگ نویسی دلگرمی بزرگی در این روزهای
بی ترانه است... وبلاگ کوروش سمیعی عزیز را از اینجا ببینید .
|